من كه نفهميدم زندگي يعني چي

حسرت؟

پشيموني؟

تحمل؟

درد؟

غم؟

تنهاي؟

سوختن؟

ساختن؟

خراب كردن؟

....

...

..

.

من از حسرتاش ميگم

حسرت يه قلب سالم

يه دست نوازش

يه روزي بياد كه فرداش پشيموني نباشه واسه كارا ي نكردو كردت سرتو پائين نندازي 

يه اوتاق كه توش هوا ي تميز باشه بشه نفس كشيد نه درد

يه تخت خواب باشه نه مثه ماله من كه دراز ميكشي به هر چيزي بشه فكر كرد جز خوابيدن

بالش زير سرت يه جوري باشه وقتي اشك چشمات اومد مثه صورتت خيس خالي نشه

از حسرت يه خانواده ي كه بفهمنت فكر نكني واسشون ارزش نداري وقتي ميگي دوتا داداش دارم تو دلت نگي اي كاش نداشتم

يه باباي كه يادم نمياد اخرين بار كي دستشو كشيد رو سرم گفت دخترم شايد سالي يه بار بتونم بابا صداش كنم 

احمد اينارو گفتم كه اخرش بگم اگه تودلم بازم جا واسه حسرت خوردن باشه نميخوام حسرت تو باشه

زندگی یعنی تکرار خاطرات

تو مدیونم عزیزم واسه این حال مریضم

اگه مثله برج سنگی جلو چشمات میریزم

بریدم دیگه

از خالق

                                                از مخلوق

از خودم

همه باید تاوان پس بدن                               به خاطره خستگی تن من

از تنهایی بی پایان                                          از فکرای بی امان

میخوام که تو باشی

میخوام که همه باشن                                                  ولی من........... دیگه نمیدونم

میخوام همسایه ی بی کسی شم

میخوام قهوه ی تلخ زندگی شم

میخوام از خودم متنفر شم

منی که از دیدن خودم ازرده میشم

حال این روزامو میفهمی

سارا فقط تویی که دنبالمی

کاشکی از همون اول توام نبودی

کاشکی میزاشتی با خودمم غریبه شم

تو مجبور نیستی پایه ی سوخته عشقم شی

یکی پیدا شه سکوتمو بشکونه

قلبم سینرو داره میترکونه

سینمم از داغ غم میسوزه

نفسای این تن بهم میگه

باش نباش باش نباش

اخرشم به نباش میرسه

چرا بعضیا ارزوی زندگیرو دارن بهشون فرصت داده نمیشه

اما بعضیا حتی لحظه ی اخرم میگن عزراییل دوست دارم تمومش کن خیلی وقته منتظرتم

خیلی وقته ننوشته بودم

شاید امروز باعث شه سکوت کوفتی بشکنه

سکوت بشکنه کیه که گوش کنه

حتی اگه م باشه تو نمیخوای بار غمتو بریزی رو دوش یکی دیگه

تقصیر هیشکی نیست که من این احساسو دارم

تقصیر منه که بین جبر و اختیار گیر کردم

5 نفر ادم نتونستن منو قانع کنن که ما ادما جبریم یا اختیار

شاید که نه حتما هیشکی حرف منو درد منو غم منو زندگی منو فکر منو

ن م ی ف ه م ه

تاریخ تکرار میشه مثه ثانیه های به ........................................................................رفته من

حوصلت سر رفت از خوندشه؟؟؟؟؟؟

خودمم از تکرار دیگه بدم اومده

گفتم دیگه چیزی ندارم برا گفتن

چون حتی توام حرف منو نمیفهمی

فرق من و تو یه جمله س                تو اول خطیو من رسیدم به بن بست

                                                              

                                                                 sorry all friends          

                                                                     fuck my life


شیخ صدوق در کتاب عیون اخبار الرضا َ(ع) ار حضرت رضا (ع) نقل کرده است که فرمود...

هنگامی که خدای تبارک و تعالی به ابراهیم خلیل الرحمان دستور داد که به جای فرزندش اسماعیل ان قوچ را ذبح کند ابراهیم ارزو کرد که کاش اسماعیل را با دست خود قربانی میکرد  و به ذبح ان قوچ امر نشده بود تا به قلب او انچه به قلب پدری که بهترین فرزند عزیزش را ذبح کرده وارد میشد و با این عمل سزاوار پاداش صبر کنندگان بر مصیبتها میشد و درجات والایی را تحصیل میکرد.

خدای تبارک و تعالی به  او وحی فرمود ای ابراهیم محبوب ترین افریده ی من نزد تو کیست؟

عرض کرد خداوندا مخلوقی را نیافریدی که نزد من محبوب تر از حبیب تو یعنی محمد (ص) باشد.

فرمود ای ابراهیم اورا بیشتر دوست داری یا خودت را؟عرض کرد  اورا از خود بیشتر دوست دارم

فرمودای ابراهیم فرزند  اورا بیشتر دوست داری یا خودت را؟عرض کرد    فرزند  اورا از خود بیشتر دوست دارم

فرمود کشته شدن فرزند او از روی کینه و ستم بدست دشمنانش قلب تورا بیشتر بدرد می اورد یا قربانی شدن فرزندت به دست خودت در راه اطاعت من؟

عرض کرد کشته شدن او بدست دشمنانش برای من دردناک تر است.

ای ابراهیم گروهی که خود را از امت محمد میپندارند بزودی حسین فرزند او را با ظلم و ستم میکشند همانطور که سر گوسفندی را جدا میکنند با این عمل سزاوار خشم و غضب من میگردند

ابراهیم با شنیدن ان اندوهگین شد یاد ان مصیبت دل اورا بدرد اورد و او گریان شد.

خدای تبارک و تعالی ای ابراهیم ناله و فریادت بر حسین و مصیبت کشته شدن او را فدیه و عوض قرار دادم برای بیتابی وتحمل مصیبت فرزندت اسماعیل در صورتی که اورا با دست خود قربانی کرده بودی و درجات والای مصیبت زدگانرا نصیب تو گردانیدیم  و این تاویل خدای بلند مرتبه است که فرمود ((وبر او ذبح بزرگی فدا ساختیم))

و هیچ نیرویی نیست مگر به سبب خداوند بلند مرتبه

حالا اینارو نوشتم که اینو ازین کتاب بنویسم

بنابر تاویلی که ذکر شد امام حسین در عوالم پیشین شهادت را قبول کرده است((همون دوران ذر یا الست منظوره))

و پذیرفته که فدیه برا جدش اسماعیل قرار گیرد تا نور جدش محمد مصطفی  که در صلب(پشت) اوست بماند(پیامبر از جد به اسماعیل و ابراهیم میرسه) و علی مرتضی و حضرت فاطمه و  برادرش امام حسن و فرزندان پاک و معصوم او باقی بمانند.

بنابراین همه ی نعمتها و بخشهای ظاهری و برکات معنوی از امام حسین سرچشمه میگیرد زیرا او مایه ی باقی ماندن دین است. و رسول خدارو دا با قبول شهادت خود در صلب پدرانش حفظ کرده تا با این عمل دین مقدس را احیا کند