گفتم اگه نكشم میمیرم
گفت اگه بكشی با درد میمیری
گفتم اگه نكشم از درد میمیرم
گفت هوای دودی جلوی درد رو نمیگیره
گفتم هوای صاف جلوی مرگو میگیره؟
یه كم نگاهم كرد و گفت
بكش
گفتم اگه نكشم میمیرم
گفت اگه بكشی با درد میمیری
گفتم اگه نكشم از درد میمیرم
گفت هوای دودی جلوی درد رو نمیگیره
گفتم هوای صاف جلوی مرگو میگیره؟
یه كم نگاهم كرد و گفت
بكش
رو به کدام
راهم
من همانی ام
که حتي فکرش را هم نمي توانی بکنی
یک صندلی با یک پایه ء همیشه لق است
به تلنگری میشکند
از بالشی که سنگین شده از اشکهایم
اهل رفتن نیست
از کسی بترس که هیچوقت چیزی از رفتن نمیگه
لااقل بیا بالا یه نفسی بکش من نگاه نمیکنم
صدای هق هق گریه هام
از همون گلویی میاد که
تو از رگش به من نزدیک تری
کودکی چند ساله ام
بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته است
"حسين پناهي"
بهترين هارا
با يادت ميسازم
خاطره هارا
كه دليل اتفاقاتش را نميدانستي
روزهايي خواهد امد
كه دليل اتفاقاتش را نميداني
مانده ام كه
با اين همه سردرگمي چه خواهي كرد !!!
علي عزادار است
نميداند از غم چه كند
تازه از به خاك سپردن رسول الله گذشته كه حال
نوبت دخترش نيز رسيد
اي خدا
چه صبري كرد
25سال
خوار در چشم
استخوان در گلو
بيا با خنده هات
سكوت رو بشكن و بگو
دوست دارم و ميمونم باهات
و حوصله کسی رو نداریم که هست
من برای همیشه صبور خواهم مـاند
که بعدش بخوای بهش صبر بدی
نفسمم که باشی
اگه دیر برسی من رفته ام