گاه عاشقانه مینوسم

گاه عارفانه میگویم


که عشق تمام عرفان است

و

عرفان تمام عشق


شبی

بود

2 نفر شروع کردند

زیر نور ماه

در میان ستارگان


حال نمیدانم چه شده

که ان دو نفر

نه از نور ماه  دیگر سیراب میشوند

و نه  دیگر ستارگان وجودشان را در اغوش میکشند

چرا

این همه حسرات واسه چی

این همه دلتنگی برای کی

این همه غصه چرا

اخرش که چی

تنها بمونی

چی دارم مگه جز

۲تا چشم خیس و گود رفته

۲تا دست خالی و سرد

۲تا پا بی حرکت

یه قلب بی عبور  که واسه خودش یه دنیاس

خسته شدم دیگه از این همه درد

ولم کنید همونجوری که من از شما دوری کردم

جی فهمیدی ازم ؟

که بچه ام

آره یه بچه که خیلی زود از همه چی سیر شد

پیر شد

درد تکراری

دردم

تازه شده

آه

 

....   قلبم

 

 

دوری

نه تو

نه من

خدایا تو فقط میتونی قضاوت کنی

دیگه میکشم کنار

از خودم

تو

اونا

همه

از این حرفا

میکشم کنار

حتما

یه راهی

یه دری

باز میشه

خیلی وقت باز نشده

مودنم پشت این در