ای اهل عالم

 آقام    علی مظلومه

خدایا

 یا فریاد در گلو یم را بگیر

 یا بغض گلوگیرم را

  هرکدام راه دیگری را بسته

شنیدن سخن حق بر مردم سنگین است

ولی شنیدن باطل بر ایشان آسان است

دستها بالا بود

هر کسی سهم خودش را می طلبید

سهم هر کس که رسید

داغتر از دل ما بود

ولی

نوبت من که رسید

سهم من یخ زده بود

سهم من چیست مگر؟

یک پاسخ

پاسخ یک حسرت

سهم من کوچک بود

قد انگشتانم

عمق آن وسعت داشت

وسعتی تا ته دلتنگی ها

شاید ازوسعت آن بود

که بی پاسخ ماند

غم

خدایا

غم بده

تا خم شوم

برابرت

روزه چیست ؟

آتش زدن انبارهای گناه را گویند روزه

چقدر

 باید تحمل کرد ؟

سرگرمی

سر را گرم کن

اما نه با هر چیز

آنفدر با ارزش باشد که برایش سر بدهی

خلوت

از نون شب واجب تر است

نفهم

چی بگم اخه ؟

خدایا کاش خیلی زودتر از اینا میفهمیدیم که

دیر شده

خیلی زود میشه

رفتن

میریم خیلی زود

فهمیدنش خیلی راحته کافیه یه نگاه به دیروزت بندازی

شاید بفهمی

مرگ دلخراش همان همنشینی با نفهم است

جبر و اختیار

نه من و نه مسافرین قطار هیچکدام یکدیگر را انتخاب نکردیم این همان جبر است

من و مسافرین قطار مقصد را انتخاب کردیم و این همان اختیار است

از جبر به اختیار و از اختیار به جبر خواهیم رسید.

آنچه همه محتاجش

... اما اندکی لیاقتش را دارند

محبت است

لب+خنده



واسه دیدن یه لبخند


چه بهایی رو باید بپردازم؟؟