فرا گرفته دریای دردایمان را
امیدی به بلندای خورشید
سر میکشد در پنجره ی خانه مان
نه ان سکوت و نه ان خورشید
هیچ کدام بی امید نه قله ای دارند و نه پنجره ای
فرا گرفته دریای دردایمان را
امیدی به بلندای خورشید
سر میکشد در پنجره ی خانه مان
نه ان سکوت و نه ان خورشید
هیچ کدام بی امید نه قله ای دارند و نه پنجره ای
اگه میفهمیدی
تو وجودم داره چی میگذره
غمات یادت میرفت
اما ظاهر سردم
تورم همیشه
فریب داد
لعنتی
نریز
نریز
نریز
میخواستم امشب یه چیزی
بت بگم خوشحالت کنم
ولی
پشیمونم
کردی
کاش
میشد یه شب دیگه
بغل بگیرمت
دارم له میشم
زیر
این
احساسات دخترانم
۱ساعتشو برام میزاری
شاید واسه همین ۱ساعتم خیلی بیخوابی میکشی
ببخش منو
دوست داشتنم
اشک داشت
عاشقیم
اشک داشت
زندگیم
اشک داشت
چشمامم اشک داره
حس میکونم ندیدی چه گریه های میکردم
برای دیدن تو
خدا خدا میکردم
برای من هم دعایی کن
که بیشتر از همه محتاجم
خستهام
خیلی خسته
به من جایی بدهید
میخواهم بخوابم
یک تخت خالی
یک دنیای خالی
یک قلب خالی
عشق یعنی
خدا
دارام
آتیش
میگیرم
دلم دریا میخواد
کمکم کن
فقط خودت میتونی
اما چسبیدی به من
لعنت به من
که بین شما 2 تا فاصله انداختم
سارا
سارا
پاشو
پاشو نگامون کن
ببین
ببین چیمونده ازمون
خوب نگامون کن
شدیم 2تا
ادم کوکی
شدیم 2تا
مریض بی اراده
ببین چیشدیم
ببین بسه تلف شدنمون
ببین سیستممون ارر داده
ببین تروجان سنگین افتاده به جونمون
ببین
توروخدا ببین