گریستن و نگریستن
و من در حالی که همه ی بودنم تمام زندگی کردنم به یک . نگریستن. مطلق بدل شده است.
چشم در قلب مذاب خورشید دوخته ام و همچون شمع در .گریستن. خویش قطره قطره میمیرد.
من درین .نگریستن.خویش ذوب میشوم. و
محو میشوم و پایان میگیرم
و من در حالی که همه ی بودنم تمام زندگی کردنم به یک . نگریستن. مطلق بدل شده است.
چشم در قلب مذاب خورشید دوخته ام و همچون شمع در .گریستن. خویش قطره قطره میمیرد.
من درین .نگریستن.خویش ذوب میشوم. و
محو میشوم و پایان میگیرم
گفتی اپ کن باشه مینویسم
تواین مدتهایی که باتم
جدا از تمام شیرینیایی که داشتیم
فهمیدم
حتی جر و بحث کردن باهات
یعنی
محرومیت
از تمام چیزایی که میتونم ازت داشته باشم
قرار ما به رفتن بود
نگو چی شد نمی دونم
خودم گفتم
:
تمومش کن
خودم گفتم
:
نمی تونم
نمی دونم کجا رفتم
نمی دونم دلم چی شد
فقط حرفهامو باور کن
تقاص عشق تو کم نیست
بمون همراه من با من
مگه عشقم تو یادت نیست
تو خاکستر شدی با من
دارم میمیرم از این درد
بیا این خونه این کبریت
تلافی کن ولیبرگرد..
می دونم
زندگی پر از سواله می دونم
رسیدن به تو خیاله می دونم
تو میگی یه روزی مال من میشی
اما موندنت محاله می دونم
تو میگی شبا دعامون می کنی
چشمه ی چشات زلاله می دونم
طاقتم دیگه داره تموم می شه
صبر تو رو به زواله می دونم
اون درخت سیب آرزوهامون
پر میوه های کاله می دونم
آره میری و نمی پرسی که این
دل عاشق در چه حاله می دونم

توی آسمون سرنوشت ما
ماه کاملم هلاله می دونم
تو میگی پرنده شیم بریم هوا
غصه ی ما دو تا باله می دونم
چشم من پر از غم نبودنت
دل تو پر از ملاله می دونم
طاقتم دیگه داره تموم می شه
صبر تو رو به زواله می دونم
اون درخت سیب آرزوهامون
پر میوه های کاله می دونم
آره میری و نمی پرسی که این
دل عاشق در چه حاله می دونم
ميخوام گریه کنم ولی يدونه اشكم نمياد
ميخوام داد بزنمو از این دنیا شکایت کنم ولي صداي فرياد خودمو نمي شنوم
گلوم داره از بغض نگه داشته می ترکه ولی این خنده های الکی جولوشو گرفته
بغض تو گلوم کاشکی بترکه پیش تو خالیش کنم
می ترسم ...می ترسم از اون روزی که دیگه هیچ وقت نبینمت![]()
از این الکی خوش بودنا
خسته شدم از این دنیا
كاش سير نميشدي ازم كه از رو عادت بهم زنگ نميزدي كه بگم اره جوابمو داد
كاش احساس نداشتم كه نفهمم الان تو چه حالم
كاش يكي پيدا ميشد بهم بگه سارا عشقت الكي نيس حقيقت داره
كاش دل نداشتم كه بشكنه و دلتنگت بشه
كاش قلب نداشنم كه بسوزه خاكستر بشه دوباره اتيش بگيره
هميشه بهم گفتي با هم ميمونيم به هم ميرسيم نگفتي كه يروز مجبور ميشي ولم كني فراموشم كني ازم بگزري نگو چيزي ازم نداري نگو كه عشقمون پوچه نه احمد بيا دوباره بگو ماله هميم..
فکر میکردم سوژه ی تکراریمون واسه دعوا دیگه تموم شده
میدونی نمیتونم بات تموم کنم برا همینه که میگی
من عکس نمیدم میخواستی یا میتونستی تموم کنی
ولی همیشه دلم خوش بوده![]()
که برا دلخوشی من اینکارو نکردی![]()
![]()