میگذرم از انچه در راهم تله نهادی
اری این عشق است که تو گنه نامیدی
میهراسم برای تنها گذاشتنم بچینی بالهای سفیدم را
میمیرم درین قفس میپرستم رهایی را
من ازعالم سبک بالان بر فراز ابرها
نیستم از شبروان از جغدان سیاه سرها
شبهایم سپری شد با اشک دیده
امید انست که روزای سیاه بر زندگانیم زود میره
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 2:39 توسط ahMad
|