من و کلی چرت و پرت واسه گفتن
یه صدایی مثل سائیدن قلب
مثل فرسودن عمر
توی گوشم می پیچه
سرم رو داغ می کنه
تنم رو سرد می کنه
یه صدایی مثل یخ بستن کوه
یه صدایی مثل خشکیدن برگ
مثل افتادن گل
مثل غلطیدن اشک
یه صدایی تو گوشم می پیچه
-
تمومه این شبا تا صبح فکر چشمهای غمگینو درموندت خوابو از چشمام گرفته
دلم مچاله ی مچالست ـ دردم عمیق ـ اشکم روون ـــــــــــــــــــ
-
درد غمناکی دلمو سنگین کرده که چارش هم دست - هیچ بشری - نیست
خدایا
..
.
صداي تيك تاك ساعت ... منو به یاد لحضه های پوچ میندازه ه
لحضه هایی که منو به سوی نیستی میخونه
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 23:46 توسط ahMad
|