حال این روزای من خستگیه...شاید اشکال کار از سیم دلبستگیه
پرنده رها بودش شکست بال و پرش
تقصیر من چیه که طالعم تنهاییه
دل منم گرفته از تکرار این جداییه
صدای من دیگه برات طنین ارامش نیست
حتی تو محکمه ما خدام شاهد نیست
میرمو با رفتنم غمو همرام میبرم
تو بمون با شادیا دیگه برات ترسی نیست
من فکر اینده با روزای خوشم
تو گیری تو دیروز شوم
من ازین بودن دلشاد
تو ناراحت از تلخی حرفام
من و تو تاوان عشق پس دادیم
به اینده ی باهم بودن شک داریم
وقت اشک امون چشمارو برید
هرچی بینمون بودو به باد دادیم