قصه من و تو
خدایا
یادته یه روز گفتم من احمدم تو خدایی
ببینم تویه دوئل من و تو کی میبره
خدایا اعتراف میکنم شکستم را
اما بیا و تو خدایی کن نزار شکستم مرا نابود کند
من بد تورا چه شده که نمیتوانی خوب خدایی کنی
من نا سپاس تورا چه شده که دست از مخلوقت برداشته ای
خدایا خوشا به حال خوبهایت اما در ازل مگر برای بدهایت قلب نگذاشتی؟
دوست داشتنهایم رو بی ارزش ندان بلکه بدان اگر محبتم هیچ باشد انچه باعثش شده تویی
پس هیچ ندانش خدایا به خداییت قسم به خود خودت قسم بنده رسمش نامردی است پروردگار رسمش مردانگی
پس با رسم بد من تو دست از رسمت بر ندار
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 2:24 توسط ahMad
|