انقدر به من گیر نده من همینم
که میبینی در تنهایی خود قدم میزنم
و به پوچی و بیهودگی رندگی خود فکر میکنم
تو را در ان سو در تاریکی میبینم
لحظه به لحظه صدای نفسهایت نزدیکتر می شود
بالاخره چهره ی زیبایت برایم نمایان شد
تو خود تنهایی هستی
از دنیا فقط تنهایی رو هدیه گرفتم
حتما لیاقتم همین بوده....
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم دی ۱۳۹۱ ساعت 5:0 توسط ahMad
|