اب خواستی نیزه به خوردت دادند


یار خواستی شمشیر بر بدنت بوسه زد


برادر طلبیدی دستهایش را بریدند تا در جلوی پایت نتواند بایستد


شاه پسرت را خواستی جنازه ای تکه تکه شده تحویلت دادند


غیرتت را با حمله بر خیمه ها ازمایش کردند


اما داغ این یکی کمی سنگین تر است


دخترت پدرش را درخواست کرد و از تمام اندام خداییت

سری را نشانش دادند