ترسم از سوختنه از ساختن.از عشق فروختن عمر باختن

قرار پنهانی از بی تکراری بوسیدن.از بی نفس شدن بعد رسیدن

از سوزش اشکای خشک شده روی گونه.از تکرار شکستن قلبی خورد شده

از رقصیدن برگای پاییزی زرد شده.که روز تولدمون تو تقویم شسته شه

هرچی ازش بگذره با ارزش میشه.عشق ما با اینکه زیاد سرزنش میشه

ولی با عمرماست که تضمین میشه.با سختیای روزگار بیشتر تشویق میشه

سیرم کردی از همه با دو چشمای ناز.عزیزم باتو میشم از دنیا بی نیاز

هرجا قایم شیم عاشقیم رسواییم باز.بازم میگم دوست دارم دیوونه وار