شورع نشد تموم شد احمد اقا

( کی ماکارونی دوست داره دستش بالا 

اخه بدنم شده مثله ماکارونی

 اگه نپوختمو نگاه کنی پوستم زرد کم رنگه  قدم یکوهفتاده اگه بپزیم وزنم 2برابر میشه شاید قدم بکشم

دستتونو بیارد پایین میدونم کسی ماکارانی سوخته دوست نداره خوشش نمیاد)

اره اصلا من از کجا بفهمم کسی که صبح ساعت 8 میره بیرون ساعت 12 شب میاد یعنی چی

اخ من هطمن باید برم بیرون اخه رنگ اسمونو دارم فراموش میکنم

خداجون بیداری اومدم برات یکم سکوت کنم اخه همه خوابشون میاد وقت ندارن

دیگه نه خودشونو میخوام نه محبتشونو نه عشقشونو

برن واسه خودشون حال کنن

منم روشه خودمو میرم حال میکنم نه عصابتو خراب میکنم نه بعدش اشک خودمو دار میارم

چون دیگه از این حرکته تکراری حالم به هم میخوره

یه رفیق دارم بام هم دردی میکنه تا اخرش میسوزه واسم

تازه یه رفیقه دیگه دارم بم میگه هرجا بری باهاتم

این یکی رفیقم بعضی وقتا میاد تو موخم میگه خودتو راحت کن بیا پیشم

اینا بهترین رفیقایه منن

 

 

 

پاورقی:دادم میاد

نه بیخشید خوابم میاد

 

سکوت

چقدر حرف هست من فقط سکوت میکنم

اومدنتو سکوت کردم

داشتنتو سکوت کردم

رفتنتو سکوت کردم

انتظار بازگشتتو هم.....


حالا نوبت تو

باید در سکوت به تماشا بنشینی

سوختنمو
 

به جرم بی گناهی محکوم به تنهاییم

 آخر همه شبها

تو ميروي  و من                                 

                                                                           تنها

امروز برای فرداهایی بهتر

ببخش اگه کمتر بت میرسم عزیزم

دارم امروزو زیرپا میزارم تا فرداییی داشته باشم

 بی غم امروز

ببخش

اگه چشم به راهی تا باهم باشیم

ولی امروز کمتر وقت پیش میاد

اینده ای به زودی میاد که دیگه چشم به راهی بی معنی ترین واژه انست

به به چه سالی

مطمنم تو این روزا به من احتیاجی نداری  

دگه نا نداری صدام کنی بگی سارا

یه چیزی رم دلم سنگینی کرده نمیزاره حرف بزنم

بیخیال

همش شعر

چرتو پرت            توام نشنیده بگیر

بی خبر اومدی بی خبر میرم

نه تنهات که نمیزارم

همچی جور میشه

میرم اغلا رفتنم یه دردیو دوا کنه

خودمم نمیفهمم دارم تبدیل به چی میشم

بشنو

ولی نشنیده بگیر

حال این روزامو خودمم درک نمیکنم

اتیش زیر خواستگرم

یه فوت میخوام برا شعله کشیدن

اما وقتی طوفانی میاد

مثه یه مجسمه به خودم میگم الان وقت شعله کشیدن نیست

الان بیشتر از همیشه به سکوتت نیاز داری

دارم بیشتر یاد میگیرم از بیرون مثه سنگ باشم

از درون مثه ماده ی مذاب

...

تنم كوير تفتيده ايست براي هماغوشي گرم تنت

و

سينه ام راز دار لبهاي توست

سال ۸۸ رفت

اما

به گا