




از هرکی که سلام صنمی داری تا اونی که تو مترو اتوبوس برا چند لحظه همراهت میشه
یکی با حرفات میخنده یکیم اگه یکی مثه خودت باشه شاید ناراحت شه
تا رفیق بابات که دفعه ی دومه داره میبینتت تا خانواده ی عزیزت
مامان
نمیدونستم دوسال با یکی بودن یعنی هرزگی
فلانی چی از من دیدی که بام اینجوری حرف میزنی
تو یکی چی دیدی ازم که بم میگی شیطان پرست
اهان عموی دلسوز من کافرم؟؟
بابا سکوتات داره داغونم میکنه توام یه حرفی بزن منو بی نصیب نزار
اهای
تویی که دو ساله عشقمی
با توام و فقط جواب تورو میدم
از دوره یه نیم نگاه عاشق شدنه من گذشته

بگو تا بگم...
خندهاتو يادته؟..........منم يادمه انگار از قصد بود
صبح بيدار شدم سردرد تا الان ولي محكم بستمش تا بيشتر درد كنه مامانم گفت كجات درد ميكنه كه اين شكلي شدي موندم چي بگم مثه خيلي وقتا كه جوابي واسه سوال كردن ندارم بدم جز سكوتي كه باش غريب نيستم
بخواي نخواي دوست دارم بياي نياي منتظرم بگي نگي دق ميكنم اگه تو تنهام بزاري
دل من تو اين روزا خيلي گرفته
نمیدونم چجوری میگذره این هفته
اما جهنمی تر از این هفته ای که تموم شد فکر نکنم باشه
امام بالاخره تجربه ش زیاده اذیت نمیشیم مثه قبلنا
حرفامو بت زدم خیلیاشونو با دادو بیداد
خیلیاشو با اشک
خیلیاشو با دعوا
و خیلیاش با حرص خوردن
اما خدا کنه بعد یه هفته اتفاق خوبی بیفته
که همه چی خراب میشه